پرش به محتوا

اخبار اخبار

مشاور رئیس سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی در اجرای طرح بوم گفت: شرط اجرای برنامه‌های تحولی آموزش‌وپرورش دارا بودن نگرش تحولی است.

دکتر عظیم محبی مشاور رئیس سازمان و دبیر برنامه‌ی ویژه مدرسه در گفت‌وگو با روابط عمومی سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی، درخصوص پیش شرط اجرای برنامه‌های تحولی در آموزش و پرورش اظهار داشت: وزیر آموزش ‌و پرورش در یکی از تحلیل‌های خود نسبت به اجرای برنامه‌های تحولی، گفت شرط اجرای برنامه‌های تحولی آموزش‌وپرورش، داشتن نگرش تحولی است. این سخن اولاً درست است در عین حال نیازمند تبیین بیشتری است.

مصادیق نگرش تحولی در آموزش و پرورش
وی ادامه داد: نگرش تحولی دریک نگاه کلی پیوند ذهن کارشناسان یک سازمان، با مأموریت آن است به عبارت دیگر درک عمیق از مأموریت سازمان و تعالی ظرفیت‌های ذهنی و تقویت عزم و اراده در اجرای آن است. مصادیق نگرش تحولی شامل تفکر مسئله‌یابی، مسئله‌شناسی و اولویت‌بندی آن، تفکر راهبردی، برنامه‌ریزی راهبردی، مدیریت راهبردی، تفکر همه‌جانبه‌نگر و یکپارچه‌نگر، تفکر کارآفرینی (ریسک‌پذیری، نوآوری، ارزش‌آفرینی، ثروت‌آفرینی و ...)، تفکر مبتنی بر چالش خلاق و حل خلاق مسئله، تفکر مبتنی بر تضاد مثبت، تفکر فناورانه، تفکر مبتنی بر پرسش و سؤال‌محوری، تفکر کار تیمی و همیارانه (همدلی و ....)، تفکر پژوهش‌محور، تفکر پروژه‌محور، تفکر پیامدمحور، تفکر درهم‌تنیده و تلفیقی و مسئله‌محور، تفکر خودتنظیمی و خودمدیریتی، تفکر آینده‌پژوهی و ... است.

محبی در ادامه با بیان اینکه براساس این نگرش تحولی سؤال کلیدی آن است که مأموریت بنیادین نظام آموزش و پرورش کدام است و کانون تحول کجاست؟ توضیح داد: مأموریت آموزش‌وپرورش در یک عبارت کلی، زمینه‌سازی جهت کسب شایستگی در دانش‌آموزان یعنی تربیت نسلی فکور، مؤمن و کارآفرین است.

مدرسه کانون تربیت و تحول است
وی ادامه داد: این مأموریت در مدرسه تحقق پیدا می‌کند زیرا مدرسه کانون تربیت و تحول است و معلمان و مربیان عاملان این تحول هستند. به‌عبارت دیگر تربیت محصول مدرسه یا به عبارت  دقیق‌ترمحصول فرهنگ مدرسه است.
مشاور رئیس سازمان پژوهش تأکید کرد: با توجه به نکات فوق محورهایی از جمله وظایف ستاد آموزش‌وپرورش، ضرورت برنامه‌ریزی راهبردی، در ستاد آموزش و پرورش، رویکرد اساسی تحول در آموزش و پرورش، توجه به سیاست‌های کلیدی، چگونگی اجرای سند تحول براساس شش زیر نظام و اولویت‌های برنامه‌های تحولی در ستاد آموزش و پرورش باید مورد توجه قرار بگیرد.

وظایف ستاد آموزش وپرورش
دبیر برنامه‌ویژه مدرسه، درباره‌ی وظایف ستاد آموزش و پرورش توضیح داد: اگر مدرسه را به‌عنوان کانون تربیت قبول کردیم، باید بپذیریم ساختار سلسله‌ مراتبی وزارت آموزش‌ و پرورش یک ساختار ظاهری است. به‌عبارت دیگر مدرسه آخرین سطح این سلسله‌ مراتب نیست. بلکه مدرسه رأس ساختار آموزش‌ و پرورش است و ستاد، استان و منطقه پشتیبان آن است. لذا وظیفه‌ی ستاد تأمین منابع درسی (یا دقیق‌تر تربیتی)، انسانی، مالی، تجهیزاتی و ... تدوین مقررات، توانمندسازی، نظارت و ارزشیابی است. به‌عبارت دیگر نقش ستاد برنامه‌ریزی راهبردی است برنامه‌ریزی راهبردی محصول تفکر راهبردی و دیگر مصادیق نگرش تحولی همانند برنامه‌ریزی راهبردی برایند تحلیل مسئله و چالش‌ها ... می‌باشد.

 

ضرورت برنامه‌ریزی راهبردی، در ستاد آموزش و پرورش

وی درباره برنامه‌ریزی راهبردی در ستاد آموزش و پرورش توضیح داد: به علت نداشتن برنامه‌ی راهبردی سند تحول، (131 راهکار) به‌درستی اجرا نشده است و آنچه هر سال تحت عنوان برنامه‌ی سالانه به استان‌ها ابلاغ می‌شود برنامه‌ی ‌اجرایی است و اساساً با وظایف ستادی در تضاد است. در عین حال آنچه تحت عنوان برنامه‌ی زیرنظام‌ها نوشته شده است، برنامه‌ی راهبردی نیست بلکه تفسیر راهکارهای سند تحول است.
محبی می‌افزاید: به‌نظر بنده باید برنامه اجرای سند تحول (یا همان برنامه راهبردی) تهیه می‌شد و پس از تصویب در شورای عالی و با تشکیل شورای اجرای سند تحول با مسؤولیت معاون اول ریاست جمهوری عملیاتی می‌شد. راهکارهای سند تحول براساس یک آهنگ منسجم تدوین نشده است، بعضی از آن‌ها یک اقدام ساده است، بعضی از جنس هدف هستند، بعضی از جنس رویکرد هستند، بعضی از جنس یک پروژه‌ی کلان و ... است. در عین حال بعضی از آن‌ها کارهای جاری آموزش‌ و پرورش هستند، بعضی اصلاح کارهای جاری و بعضی از راهکارها جنبه تحولی دارد که ستاد باید روی آن‌ها متمرکز می‌شد ولی این کار صورت نگرفته است. از جمله :
راهکار 3- 9 که به ‌نوعی یک سیاست است همان سیاست مشارکت‌محوری است، راهکار 5-5 به ‌نوعی سیاست کاهش تمرکز است،

 راهکار 4-11 نظام سنجش صلاحیت‌های حرفه‌ای معلمان و .. است، راهکار 3- 21 پروژه کلان نظام استعدادیابی و هدایت تحصیلی و شغلی بوده، راهکار 5- 6ـ یک پروژه کلان برنامه جامع آموزش کارآفرینی است و راهکار 1- 19، 192 یک نظام ارزشیابی از برون‌داد است.
 

رویکرد اساسی تحول در آموزش و پرورش
مشاور رئیس سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی درباره‌ی مفهوم رویکرد تحول در آموزش و پرورش گفت: تحول بدون توجه به رویکرد بی‌معناست. (به گفته‌ی دکتر آرانی رویکرد ساختنی و یافتنی است) در مبانی نظری سند تحول، چرخش‌های تحولی بیان شده است، اما در تدوین برنامه‌های سالانه توجه کافی به آن‌ها نشده است. در مبانی نظری رویکرد موقعیت‌محوری و در سند برنامه درسی ملی رویکرد فطرت‌گرایی بیان شده است ولی به‌نظر می‌رسد اولاً این رویکردها دو روی یک سکه هستند در ضمن رویکرد مفهومی هستند.
محبی با بیان اینکه سیاست‌های اقتصاد مقاومتی و بیانه گام دوم انقلاب اسلامی باید به عنوان رویکرد کلان آموزش و پرورش  مورد توجه قرار گیرد: لذا رویکرد زیر در برنامه‌ریزی راهبردی وزارت آموزش‌وپرورش باید مورد توجه قرار گیرد و همه فعالیت‌های سازمان پژوهش و معاونت‌های آموزشی، پرورشی، تربیت‌بدنی، مرکز سنجش، نیروی انسانی و ... براساس آن طراحی و اجرا گردد. تغییر رویکرد از تربیت کارمندمحوری به تربیت با رویکرد مهارت و کارآفرینی‌محوری توأم با ایمان و اخلاق اسلامی آغاز می‌شود.

 

توجه به سیاست‌های کلیدی
مدیر اجرای برنامه ویژه مدرسه تأکید کرد: لازمه تحول آموزش و پرورش توجه به مقوله سیاست‌‌گذاری ازجمله سیاست کاهش تمرکز، سیاست مشارکت‌محوری و ... است ولی به‌نظر می‌رسد برنامه‌ریزی جهت اجرای این سیاست‌ها خیلی جدی گرفته نشده است.

 

چگونگی اجرای سند تحول براساس شش زیر نظام
وی درباره شیوه اجرای سند تحول در شش زیر نظام توضیح داد: زیرنظام برنامه درسی (تربیتی) قلب دیگر زیرنظام‌هاست. دیگر زیرنظام‌ها زمینه‌ساز، پشتیبان و حمایت‌گر هستند. براساس این استدلال هم‌عرض بودن برنامه‌های معاونت‌ها، مراکز و ... و ارسال آن به استان‌ها یک خطای استراتژیک است. فرصت‌های تربیتی براساس زیرنظام برنامه درسی (سازمان‌پژوهش‌ـ معاونت‌های آموزشی، پژوهشی، تربیت بدنی و ...) باید به‌صورت یکپارچه تدوین شود. سپس نقش اجرایی هر یک از معاونت‌ها ... روشن شود. که همان توانمندسازی و نظارت از سوی معاونت های فوق و مرکز سنجش و پژوهشگاه هم ارزشیابی (با تأکید بر برون‌داد) خواهد بود.

محبی ادامه داد: برنامه‌های آموزش معلمان در دانشگاه فرهنگیان و شهید رجایی باید با برنامه‌های درسی هماهنگ و یکپارچه مورد توجه قرار گیرد. با توجه به این مسائل باید نقش پژوهشگاه از تصدی‌گری پژوهش به مدیریت‌پژوهش (در جهت بهره‌گیری از ظرفیت‌های همه دانشگاه‌ها و ...) تغییر یابد.
محبی می‌افزاید: الگوی جدید تعالی مدیریت مدرسه که فعالیت‌ها و اقدامات بخش‌های مختلف وزارت آموزش ‌و پرورش را پوشش داده است، باید براساس رویکرد بیان شده فوق و درهم‌تنیده بودن فعالیت‌ها به‌ویژه در زیرنظام برنامه‌درسی  باید باز طراحی شود.

 

اولویت‌های برنامه‌های تحولی در ستاد آموزش و پرورش
مشاور رئیس سازمان پژوهش درباره اولویت‌های برنامه‌های تحولی در آموزش و پرورش اظهار کرد: برخی از پروژه‌های کلان که می‌تواند در برنامه‌ریزی راهبردی سال 1400 مورد عنایت قرار گیرد شامل بازطراحی برنامه‌های درسی و ... مربوط به زیرنظام برنامه درسی با رویکرد تلفیقی و درهم تنیده با تأکید بر تفکر، مهارت و کارآفرینی... (در حال انجام است) تدوین نظام آموزش و توسعه شایستگی‌های حرفه‌ای معلمان و مدیران هم راستا با زیر نظام برنامه درسی، تدوین نظام سنجش صلاحیت‌های حرفه‌ای با تأکید بر شایستگی‌های موردنیاز زیر نظام برنامه درسی، تدوین نظام کاهش تمرکز (که برنامه‌ ویژه مدرسه یکی از جلوه‌های آن است) تدوین نظام مشارکت‌محوری (در جهت حل کمبود تجهیزات مدارس، بهره‌گیری از مؤسسات معتبر در آموزش و توانمندسازی معلمان و تولید بسته‌های آموزشی و ...)، تدوین نظام استعدادیابی و هدایت تحصیلی (با تأکید بر اصلاح شاخه و رشته‌های تحصیلی متوسطه دوم)، تدوین نظام سنجش ملی (با تأکید بر سنجش برون‌داد) با محوریت پژوهشگاه تعلیم‌وتربیت (زیرا ساختار و فرایندهای مرکز سنجش متناسب با این کار بزرگ بازنگری نشده است.) تدوین نظام سلامت و بالندگی نیروی انسانی و... است.
 محبی اظهار امیدواری کرد که با هماهنگی بیشتر در بخش‌های مختلف ستادی و با بهره‌گیری از ابعاد نگرش تحولی شاهد تحول در نظام آموزش و پرورش باشیم.

پایگاه اطلاع رسانی ستاد همکاریهای حوزه علمیه و آموزش و پرورش برای شناخت بهتر مبانی فکری مقام معظم رهبری در خصوص مسائل روز، نکات راهبردی بیانات معظم له در سخنرانی تلویزیونی جمعه 19 دیماه 1399 در قالب هفت راهبرد و طرح 21 پرسش و  پاسخ از بیانات ولی امر مسلمین را منتشر می کند. 

راهبرد اول؛  انقلاب شناسی:

1- چرا باید  از محتوای حماسه های انقلاب اسلامی حراست کنیم؟

زیرا حماسه های انقلاب اسلامی از نقطه‌های اوج حیات ملّت ایران بوده و هست و ملّتها نقاط اوج و نقاط حضیض دارند؛ به همین سبب باید نقاط اوج را زنده نگه داشت. 

2- نقاط اوج ملت ها از چه عناصری تشکیل شده است.؟

نقاط اوج، آنهایی هستند که زنده بودن و پای کار بودن و با اراده و عزم بودن یک ملّت را و بصیرت یک ملّت که در مواقع حسّاس به جای مانده را نشان می دهد.

3- چرا باید حماسه هایی مانند نوزدهم دی را زنده نگه داریم.؟

چون هم به آیندگان روحیه میدهد، هم مایه‌ی افتخار و عزّت ملّی است. این نقطه‌های اوج در تاریخ ثبت میشود و راه آینده را برای آیندگان روشن میکند. بنابر‌این، خود این حادثه را نباید گذاشت کهنه بشود و همین طور که تا امروز بحمدالله این حادثه زنده و پُرنشاط باقی مانده، همچنان باقی بماند.

ب- دشمن شناختی

4- چگونه دشمنان از حماسه ها سوء استفاده می کنند.؟

هر حادثه‌ای یک مضمونی دارد، یک محتوایی دارد، یک معنایی دارد دشمنان با تفسیر غلط از محتوایات حماسه های انقلاب، نسل های آینده را فریب می دهند.

5- دشمنان با چه سبکی تحریف و تفسیر غلط از حماسه های انقلاب را در پیش می گیرند.؟   

راویان خائن و تحلیلگران مغرض سعی میکنند محتوای حوادث بزرگ را به سود خودشان و به سود قدرتهای غاصب دنیا تغییر بدهند. این کار از قدیم هم وجود داشته که راوی مغرضِ یک حادثه‌ای که اتّفاق افتاده، آن را جوری تعریف میکند که عکس مقصودِ از آن حماسه به ذهن مخاطب تبادر کند.

6- دستگاه های جاسوسی جهان با چه شگردهایی افکار عمومی را منحرف می کنند.؟

 قدرتهای مغرض و دستهای خائن وجود دارد که حوادث را تغییر بدهند، محتوای حوادث را عوض کنند و غلط تفسیر کنند و افکار عمومی را منحرف کنند؛ بخصوص افکار نسلهای بعدی و کسانی را که در آن حادثه حضور نداشتند و آن را از نزدیک ندیدند یا در زمان نزدیک نشنیدند و از حادثه دورند ، عوض کنند. 

7- دشمنان انقلاب اسلامی از چه تاکتیک و تکنیک هایی برای انحراف حقایق بهره می گیرند.؟

امروز یکی از کارهای مهمّ دستگاه‌های جاسوسی همین است که می‌نشینند حوادث دنیا را رصد میکنند و بعد نه خودشان مستقیم بلکه به زبان دیگران، از قلم دیگران، با مقاله و تحلیل اشخاص معتبر و معروف، با وسایلی که خودشان دارند -با پول، با تهدید، با تطمیع- آنچه را که در تفسیر یک حادثه مورد نظر خودشان است، منعکس میکنند.

8- آیا اغواگری سازمان جاسوسی سیا در جهان شناخته شده است.؟

اخیراً یک کتابی را مطالعه کردم که یک آمریکایی این کتاب را نوشته؛ در واقع این کتاب را جمع کرده ، چون افراد گوناگونی در نگارش این کتاب دست دارند. این کتاب درباره‌ی تسلّط سازمان جاسوسی سیا بر مطبوعات و مجلّات عمده‌ی دنیا است؛ اصلاً این کتاب درباره‌ی این است. شرح میدهد که چگونه سازمان سیا در مقالات، تحلیل‌ها، نوشته‌ها و در گفته‌های نویسندگان معروف و بعضاً مجلّات معتبر دخالت کردند و تفسیر خودشان را به جای تفسیر واقعی به افکار عمومی القا کردند و آنها را کنترل کردند؛ نه فقط در مطبوعات آمریکا بلکه در سایر کشورها، در اروپا؛ یک مجلّه‌ی معروف فرانسوی را اسم می‌آورد و میگوید در آنجا این کارها را کردند، این‌ جور گفتند، این‌ جور نوشتند؛ یعنی این کار الان در دنیا رایج است و وجود دارد. در واقع سازمان سیا با این کار تحلیل انحرافی خود و تفسیر غلط خود  از مسائل و حوادث را به افکار عمومی منتقل میکند و افکار عمومی را گمراه میکند و این خطری است که همیشه وجود دارد.

ج- حماسه شناختی:

9- چگونه دشمن می تواند حماسه هایی چون 19دی را تحریف کند.؟

   حماسه را  یک حرکت عاطفی و ناشی از هیجانات مثلاً مذهبی و زودگذر  معرفی نموده و بگویند: «مردم نترسی بودند، در یک حادثه‌ای قیام کردند و بعد هم سرکوب شد و تمام شد»؛ ممکن است این جور بگویند لکن حادثه‌ی قم این جور نبود. حادثه‌ی قم در قم تمام نشد. خب با این نگاه دیگر نمیشود حادثه‌ی قم را آن طور ساده‌نگری کرد و تفسیر کرد به یک هیجان؛ نه، این حادثه یک معنای دیگری دارد، یک عمقی دارد.

10- معنا و مضمون حادثه‌ی نوزدهم دی چیست؟

عبارت است از خشم و شدّت اعتراض مردم به رژیم دیکتاتور، وابسته، فاسد، ضدّدین، اشرافی و طبقاتی. نارضایی‌ها و خشمهای مردم در طول زمان متراکم شده بود و یک پشتوانه‌ی فکری هم از درسها ، سخنرانی‌هاو بیانیّه‌های امام که از قم و از نجف منتشرمیشد پیدا کرده بود.

11- آیا رهبر دینی برای برپایی حماسه 19 دی نقش زیر بنایی و بنیادی داشت.؟

رهبر این حرکت عمومی یک مرجع تقلید بود؛ یک روحانی بزرگ، یک شخصیّت برجسته‌ی مبلّغ و مروّج مبانی معرفتی دینی. این رهبر بزرگ از روز اوّلِ مبارزه هم مردم را به دین دعوت میکرد؛ از اوّل مبارزه، از سال ۴۱، دعوت امام متّکی به مبانی دینی بود و اگر اعتراض میکرد، اگر پیشنهاد میکرد، همه متّکی بود به مبانی دینی. پس حرکت مردم اساساً یک حرکت دینی بود، به خاطر اینکه با رهبری امام بود، با تعلیم و هدایت و راهنمایی امام بود و امام یک مرجع تقلید بود، یک روحانی برجسته بود و کار امام از اوّل متّکی به مبانی دینی بود.

12- چرا حماسه 19 دیماه 1356یک حرکت ضد آمریکایی محسوب می گردد.؟

  حرکت قم، یک حرکت ضدّ آمریکایی بود، یک حرکت ضدّ استکباری بود؛ حرکتی بود ضدّ آن قدرتهای خبیثی که به خاطر منافع خودشان از رژیم دیکتاتور و ضدّدین و فاسدِ پهلوی حمایت میکردند.

د- آمریکا شناسی:

13- بت استکبار چگونه در 19 دی شکست؟

 در واقع قیام نوزدهم دی را میتوان اوّلین ضربه‌ی تبر ابراهیمی بر پیکر بت بزرگ به حساب آورد چراکه تقریباً یک هفته قبل از قیام مردم قم، رئیس‌جمهور آمریکا -که آن وقت کارتر بود- در تهران، حمایت و پشتیبانی صد درصد خودش را از رژیم پهلوی و محمّدرضا ابراز کرد؛ یک نطقی برایش تنظیم کرده بودند که در مهمانی آن نطق را بخواند، آن نطق را گذاشت داخل جیبش و خودش شروع کرد حرف زدن -بعدها مفسّرینش و همراهانش این را افشا کردند- و تعریف و تمجید و حمایت صد درصد از محمّدرضا و از رژیم پهلوی. بنابراین این حرکت قم، یک حرکت ضدّ آمریکایی بود، یک حرکت ضدّ استکباری بود؛ حرکتی بود ضدّ آن قدرتهای خبیثی که به خاطر منافع خودشان از رژیم دیکتاتور و ضدّدین و فاسدِ پهلوی حمایت میکردند. حالا در واقع این قیام، هم جنبه‌ی دینی داشت، هم جنبه‌ی ضدّ آمریکایی داشت.

14- چرا عده ای می گویند اگر با آمریکا آشتی کنیم و رفیق شویم، اوضاع کشور بهشت برین خواهد شد.؟

نه! به قبل از انقلاب نگاه کنید ببینید چه جوری است. به کشورهایی که الان با آمریکا قربان صدقه‌ی هم میروند نگاه کنید ببینید وضعشان چه جوری است؛ آن وضع اقتصادی‌شان، آن وضع علمی‌شان. در همین منطقه‌ی خودمان [هم هستند] که من دیگر اسم نمی‌آورم. خودتان می دانید.

15- چرا منافع و مصلحت آمریکا در بی ثباتی و آشوب سازی منطقه خاورمیانه است.؟

آمریکا نفع خودش را، در شرایط کنونی در بی‌ثباتی این منطقه میبیند، مگر آن وقتی که به طور کامل خودش را مسلّط بر منطقه بکند؛ نفع آمریکا در بی‌ثباتی منطقه است؛ این را خودشان میگویند، این را خودشان به صراحت ابراز میکنند. یک کارشناس معروف اندیشکده‌ی معروف آمریکایی -اندیشکده‌ی‌ اینترپرایز- که اگر اسم بیاورم، خیلی‌ها که دستشان در کار سیاست است او را می‌شناسند، صریحاً این حرف را زد؛ گفت ما خواهان ثبات در ایران و عراق و سوریه و لبنان نیستیم. فقط هم ایران نیست؛ [میگوید] در ایران و عراق و سوریه و لبنان، ما مایل به ثبات و خواهان ثبات نیستیم. مسئله‌ی ‌اصلی، لزوم یا عدم لزوم بی‌ثباتی در این کشورها نیست -یعنی مسلّم است که باید بی‌ثباتی در این کشورها به وجود بیاید بلکه چگونگی ایجاد بی‌ثباتی مورد نظر است؛ بی‌ثباتی را چه جوری ایجاد کنند. 

16- چرا فتنه 88 جزء ابزارهای آمریکا برای بی ثبات سازی در ایران محسوب می شود.؟ 

زیرا ابزارهای آمریکا  یک وقت در یک جا با داعش است، یک وقت [هم] با فتنه‌ی ۸۸ و امثال اینها، و کارهایی که شما می‌بینید در منطقه دارند.

ه- اقتصاد شناسی:

17-پاسخ قطعی به مسئله‌ی تحریم چیست؟

ظرفیّت های داخلی خیلی فراوان است. و ما این را به صورت یک سیاست ابلاغ کردیم که همان سیاست «اقتصاد مقاومتی» است که این باید بشدّت و با جدّیّت دنبال بشود. بنابراین [پاسخ قطعی به] مسئله‌ی تحریم، این است؛ اینکه فلان کار را بکنید، فلان کار را نکنید، اینها حرف بیخودی است؛ تحریم یک خیانت است، یک جنایت در حقّ ملّت ایران است که باید برداشته بشود.  

و- دولت شناسی:

18- آیا ایده تشکیل دولت جوان حزب اللهی با وجود  استفاده نظام از کهنسالان  اجتماع ضدین محسوب نمی شود.؟

دولت جوان حزب‌اللهی باید سرِ کار بیاید، یک بار هم گفته‌ام که صلاح نیست از مجرّبین استفاده نشود. بعضی‌ها گفتند چطور؟ اینها با هم نمیسازد. من عرض میکنم نه، اینها با هم میسازد، اینها با همدیگر هیچ منافاتی ندارد. ببینید، من معتقد به تکیه‌ی به نیروهای جوان و به این اعتقاد راسخ دارم؛ بحث امروز هم نیست، از قدیم بنده چنین اعتقادی داشتم. معنای اعتماد به نیروهای جوان این است که اوّلاً در برخی از مدیریّتهای مهم کشور از جوانها استفاده بشود و به جوانها اعتماد بشود؛ ثانیاً از ابتکارهایی که انجام میدهند و حرکت اینها و حوصله و نشاط کار اینها استقبال بشود.

19- حضور جمهوری اسلامی در منطقه و جهان چگونه ثبات آفرین بوده و هست.؟

 نظام جمهوری اسلامی موظّف است طوری رفتار کند که دوستانش و هوادارانش در منطقه تقویت بشوند؛ این وظیفه‌ی ما است. حضور ما به معنای تقویت دوستانمان و تقویت هوادارانمان است. ما نباید کاری کنیم که دوستان و وفاداران به جمهوری اسلامی در منطقه تضعیف بشوند؛ این حضور ما یک چنین حضوری است. و حضور ما ثبات‌آفرین است؛ ثابت شده که حضور جمهوری اسلامی موجب برداشته شدن موجبات بی‌ثباتی است؛ [مانند] مسئله‌ی داعش در عراق، مسائل گوناگون در سوریه و امثال اینها که حالا این جزئیّات را ما نمیخواهیم عرض کنیم؛ کسانی که دست‌اندر‌کارند اینها را میدانند.

20- میزان و معیار دولت جوان حزب اللهی چیست.؟

 بعضی از افراد میان‌سال مثل جوانهایند؛ سنّ شهید سلیمانی حدود شصت سال بود، [امّا] دیدید در کوه و دشت و بیابان و همه جا چطور مثل جوانها حرکت میکرد، از هیچ‌ چیز نمیترسید. حالا البتّه از فعّالیّتهای کاری او اطّلاعات کمی دست مردم هست، همینهایی است که در تلویزیون مشاهده شده؛ آنچه بنده میدانم خیلی بیش از اینها است. گاهی اوقات در ۲۴ ساعت، در یک کشوری به قدری تلاش و فعّالیّت میکرد که آدم از خواندنش احساس خستگی میکرد که چقدر تلاش و تحرّک انجام گرفته در ظرف ۲۴ ساعت یا در ظرف ۳۶ ساعت؛ بعضی هم این جور هستند دیگر 

ض- چشم انداز شناسی:

21- چرا آمریکا با هدف نهایی انقلاب اسلامی دشمنی می ورزد.؟

  ایجاد تمدّن نوین اسلامی؛ هدف نهایی ما است، البتّه وقتی مسیر حرکت کشور را و انقلاب را از نوزدهم دی تا امروز نگاه میکینم، [می‌بینیم] حدّاقل ده‌ها برابر -شاید بشود گفت صدها برابر؛ حالا من نمیخواهم الفاظ خیلی بزرگ به کار ببرم- کشور ما قوام و استحکام و عمق و پختگی پیدا کرده، تجربه به دست آورده، مجهّز شده. ما آن روز مجهّز نبودیم، امروز خیلی مجهّزیم؛ هم مجهّز فکری، هم مجهّز عملی، هم مجهّز سیاسی، هم مجهّز نظامی بحمدالله؛ بر خیلی از موانع غلبه پیدا کرده‌ایم. هدف هم ایجاد تمدّن نوین اسلامی است؛ این هدف نهایی ما است. ممکن است یک نسل به این هدف نرسد، امّا این راه ادامه خواهد داشت و ان‌شاء‌الله نسلهای بعدی به این هدف خواهند رسید. و باید غلبه کنیم بر دست‌اندازی‌هایی که سلطه‌گران در راه ما ایجاد میکنند و سیاستهای خباثت‌آلودی که علیه کشورمان به وجود می‌آورند. مواضع ما در مقابل دولت آمریکا ناشی از این تفکّر است، ناشی از این استدلال و این فلسفه است.

تهیه و تدوین؛ حجت الاسلام حسین درودی

نشست معارفه هیئت مدیره جدید جامعه تعلیمات اسلامی برگزار گردید

روز یکشنبه 14 دی ماه جلسه معارفه هیئت مدیره جدید جامعه تعلیمات اسلامی در دفتر مرکزی برگزار گردید. در ابتدای این جلسه دانش آموز داود سروری با صوت داودی خود آیاتی از قرآن را تلاوت نمود و در ادامه این برنامه جناب آقای لولاچیان سخنرانی نمودند ایشان در ابتدا از مدیران و نمایندگان حقوقی مدارس جامعه که بصورت مجازی در این نشست شرکت کردند قدردانی نمودند و در ادامه با تشریح حکمت 73 نهج البلاغه از سخنان امیرالمومنین (ع) که می فرمایند کسانی که در مقام مدیریت رهبری و پیشوایی مردم هستند قبل از اینکه افراد و به طور مثال دانش آموزان را مودب به آداب دین کنند اول باید برای تادیب خود قیام کنند و ابتدا باید خود را بسازند؛ پیش از آنکه به گفتار تربیت کنند با کردار خود دانش آموزان را تربیت کنند و این نوع افراد به اجلال و تکریم سزاوار ترند و  در نهایت پیش از اینکه ما بخواهیم دیگران را تربیت کنیم باید در ابتدا به تربیت خود بپردازیم. آقای لولاچیان در ادامه ضمن یادآوری ایام شهادت حضرت زهرا(س) و سالروز شهادت سردار سپهبد قاسم سلیمانی ارتحال عالم ربانی آیت الله مصباح را نیز تسلیت گفتند.

در ادامه این نشست حجت الاسلام والمسلمین آقای حاج علی اکبری از طریق فضای مجازی در جلسه حضور پیدا کردند و بیاناتی را افاضه فرمودند ایشان در سخنان خود تربیت حماسی دانش آموزان را یک الگوی مناسب و کامل برای آموزش و پرورش دانستند و نمونه واقعی این الگو را شهید سلیمانی عنوان کردند. ایشان مکتب سلیمانی را یک الگوی کامل معرفی نمودند که در همه ابعاد می تواند جوابگوی تربیت دانش آموزان باشد.

آقای دکتر حسین میر محمد صادقی رییس هیئت مدیره به نمایندگی از اعضای هیئت مدیره جامعه تعلیمات اسلامی از دیگر سخنرانان این جلسه بودند ایشان در ابتدا ضمن بیان تاریخچه ای از مدارس جامعه تعلیمات اسلامی یک به یک اعضای هیئت مدیره را معرفی نمودند.

در ادامه این نشست که به صورت مجازی برگزار گردید آقای دکتر رحیمی از اردبیل و آقای رحیمی مدیر دبیرستان  22 بهمن شهرری و آقای حاج علی اکبر رئوف نقطه نظرات و پیشنهادات خود را به نمایندگی از مدیران مدارس بیان نمودند.

در حاشیه این جلسه آقای حاج محمود لولاچیان از دانش آموز داوود سروری دارنده رتبه سوم قرائت کشوری از دبیرستان 22 بهمن دوره دوم تقدیر نمودند.

این جلسه که با حضور مجازی مدیران مدارس جامعه و نمایندگان حقوقی برگزار گردید تا ساعت 17 ادامه داشت.

 

تصویر اعضای محترم هیئت مدیره جامعه تعلیمات اسلامی و برخی از عوامل برگزاری جلسه معارفه در دفتر مرکزی جامعه تعلیمات اسلامی

احادیث مدیریتی

 

الحِلمُ تَمامُ العَقلُ

بردباری تمام عقل است.   امام علی (ع)

 

 

لاشَرَفَ اَعلی مِن الحِلمِ

هیچ شرافتی بالاتر از بردباری نیست. امام علی (ع)

 

 

لا لِباسَ اَجمَلُ مِنَ السَّلامَه

هیچ لباسی زیباتر از تندرستی نیست. امام علی (ع)

اولین سالگرد شهادت سردار دلها سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی و جمعی از رزمندگان جبهه مقاومت را به محضر ملت خداجو و شریف  ایران تسلیت عرض می نماییم

شورای برنامه ریزی تشکیل جلسه داد

شورای برنامه ریزی دفتر مرکزی جامعه تعلیمات اسلامی تشکیل جلسه داد .در ابتدای این جلسه که با قرائت قرآن آغاز گردید، آقای حاتمی مسئول واحد رفاه و تعاون دفتر مرکزی جامعه، گزارش کاملی از فعالیت های خود از ابتدای تاسیس صندوق قرض الحسنه دفترمرکزی جامعه ارائه نمودند، در ادامه این جلسه آقای دکتر حیدری مدیر عامل جامعه تعلیمات اسلامی ضمن تشریح تغییراتی که در هیئت امنا و هیئت مدیره جامعه تعلیمات اسلامی ایجاد گردیده، نسبت به رشد و پیشرفت هرچه بیشتر جامعه با حضور اعضای جدید هیئت مدیره اظهار امیدواری نمودند. ایشان در ادامه ساختارهای جدید ایجاد شده در هیئت مدیره که شامل ساختار آموزشی ،ساختار مالی و املاک و اقتصادی و ساختار نیروی انسانی را معرفی نمودند.

آقای دکتر حیدری تهیه و تدوین سند پیشرفت ده سال آینده را از جمله اقدامات پیش رو و نیاز جامعه تعلیمات اسلامی عنوان نمودند و همکاران دفتر مرکزی را به تلاش برای پرداختن به این اقدام مهم دعوت نمودند.

اعضای محترم شورای برنامه ریزی

طبق سنوات گذشته در حسینیه سادات مراسم عزای حضرت فاطمه (سلام الله علیها) برگزار می گردد

این مراسم با توجه به شیوع کرونا بصورت مجازی و در صفحات ویژه این حسینیه برگزار می گردد.

جلسه غیر حضوری مدیران مدارس جامعه تعلیمات اسلامی سراسر کشور برگزار گردید

در ابتدای این جلسه که با قرائت قرآن آغاز گردید؛ جناب آقای دکتر حیدری سخنرانی نمودند و ضمن بیان یک حدیث، توجه مدیران را به برخی نکات مدیریتی در ایام کرونا جلب نمودند. در ادامه این نشست مدیران مدارس به بحث و و ارائه نقطه نظرات خود پیرامون موارد مطرح شده در دستور جلسه نمودند. این نشست روز سه شنبه دوم دی ماه با محوریت و هماهنگی دفتر مرکزی جامعه تعلیمات اسلامی از ساعت 8/30  صبح الی 11/30  و با حضور کلیه مدیران مدارس جامعه تعلیمات اسلامی سراسر کشور بر پهنای وب و به صورت غیر حضوری برگزار گردید.

هیئت مدیره جامعه تعلیمات اسلامی تشکیل جلسه داد

روز یکشنبه سی آذر ماه هیئت مدیره جامعه تعلیمات اسلامی تشکیل جلسه داد در این جلسه که با حضور اعضای محترم برگزار گردید مصوبات جلسه قبل پیگیری و پیشنهاداتی نیز ارائه گردید که به تصویب رسید.

همزمان با سالروز میلاد حضرت زینب (سلام الله علیها) از پرستاران تجلیل گردید

زحمات شبانه روزی کادر درمان برکسی پوشیده نیست که چگونه در این ایام کرونایی با رویارویی تن به تن به جنگ با ویروس مرگبار کرونا رفتند و چه بسیار از پرستاران و پزشکان  که در این عرصه جان خود را برای درمان هموطنان از دست دادند، در اقدامی تحسین برانگیز و خداپسندانه مجتمع جعفری اسلامی  در آستانه میلاد حضرت زینب (س) ، از اولیاء خدوم در عرصه پرستاری و کادر درمان تجلیل به نمود.

 

ولادت حضرت زینب (س)

پنجم جمادی الاول و یا ششم هجرت، حضرت زینب (س) به دنیا آمد. در بعضی منابع تاریخی آمده است: تا چند روز پس از تولد، حضرت زینب (س) نامی نداشت و وقتی حضرت فاطمه (س) از امیرالمؤمنین (ع) علت تأخیر آن را خواست، امام فرمود: «منتظر هستم تا رسول خدا (ص) نامش را برگزیند.» و پس از این جریان پیامبر (ص) به فرمان خدا نام زینب را برای فرزند فاطمه (س) برگزید.

ولادت نور

حضرت زینب (س) در سال ششم هجری در خانه بزرگمرد تاریخ، حضرت علی (ع) و برترین و شریفترین زنان جهان فاطمه زهرا(س) دیده به جهان گشود. وی شخصیتی است ویژه که در خاندان شریف نبوی رشد یافت و جامع صفات نیک و پسندیده و افتخار تاریخ گردید. بعد از ولادتش رسول خدا (ص) از فاطمه (س) درخواست نمود فرزندش را نزد وی بیاورد. پیامبر(ص) نوزاد را به سینه چسبانید و با صدای بلند گریست، طوری که اشک از گونه های مبارکش سرازیر گشت. حضرت فاطمه (س) فرمود: «پدر جان، خدا هیچگاه چشمان تان را گریان نکند این گریه برای چیست؟» پیامبر (ص) فرمود: «دخترم، او به بلاهایی گرفتار اید و با مصیبت ها و دشواری های جانکاهی مواجه می شود. ای پاره تنم هرکس بر او و مصیبتش بگرید، پاداشش همانند کسی خواهد بود که بر دو برادر او گریه کند».در بعضی منابع تاریخی آمده است: تا چند روز پس از تولد، حضرت زینب (س) نامی نداشت و وقتی حضرت فاطمه(س) از امیرالمؤمنین(ع) علت تأخیر آن را خواست، امام فرمود: «منتظر هستم تا رسول خدا (ص) نامش را برگزیند.» و پس از این جریان پیامبر(ص) به فرمان خدا نام زینب را برای فرزند فاطمه(س) برگزید. کنیه حضرت زینب (س) را ام کلثوم و ام الحسن گفته اند که بعضاً با نام خواهرش حضرت ام کلثوم (س) نوعی تشابه به وجود آورده است. دختر امیرالمؤمنین (ع) چون به سن رشد رسید، عبدالله بن جعفر بن ابی طالب وی را به همسری برگزید. وی از تولد یافتگان حبشه و کسی است که پیامبر درباره اش دعای خیر فرمود. همه نویسندگانِ سیره، او را به بزرگواری، عزت نفس و بخشش فراوان ستوده اند. حضرت زینب (س) از عبدالله صاحب فرزندانی شد از جمله سه پسر و یک دختر معروف است پسران او عون و محمد در کربلا در رکاب امام حسین (ع) جهاد کردند و به شهادت رسیدند. علامه مامقانی (ره) در کتاب تنقیح المقال وقتی به نام نامی حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) می رسد، می گوید: «زینب و ما زینب و ما ادراک ما زینب؟» زینب کیست و تو چه می دانی که زینب کیست؟ گویا این جملات را بر اساس سوره قدر بیان نموده است که لیلة القدر حضرت زینب (سلام الله علیها) است. انسان وقتی به ابعاد مختلف شخصیت این بانوی بزرگ اسلام توجه می کند.

نام گذاری الهی

معمولا نام گذاری انسان ها توسط بستگان اتفاق می افتاد، حتی اگر که به نحوه نام گذاری انبیا هم توجه کنید، عمدتاً این گونه است و پدران و مادران نامی برای ایشان انتخاب می کردند. در داستان حضرت مریم (سلام الله علیها) نیز مادرشان برای او نامی انتخاب کرد «وإنی سمیتها مریم»؛ آل عمران/36- اما حضرات معصومین (علیهم السلام) از این قاعده استثنا هستند و خدای منان برای ایشان نام گذاری کرده است و جالب و زیبا است که نام گذاری حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) نیز به انتخاب الهی بوده است. حضرت زینب (سلام الله علیها) وقتی به دنیا آمدند، مادر ارجمندشان حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) او را خدمت پدر آوردند و گفتند: این مولود را نام گذاری کنید. حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمودند: من بر رسول خدا (صل الله و علیه و آله) سبقت نمی گیرم و حضرت رسول (صل الله و علیه و آله) به مسافرت رفته بودند. چون سه روز گذشت و آن حضرت از سفر آمدند، حضرت علی (علیه السلام) عرض کردند: یا رسول الله، خدای متعال دختری به فاطمه عطا فرموده، نامی برای او تعیین فرمایید. حضرت فرمودند: من از خدا پیشی نمی گیرم. جبرئیل نازل شد و سلام خداوند را به پیامبر رسانید، و عرض کرد: خداوند نام این کودک را «زینب» اختیار نموده است. حضرت در حدیثی می فرمایند: ادی حقنا کامل الزیارات/81، هر کس بر حسین (علیه السلام) گریه کند، حق ما را ادا کرده است. هیچ عملی نمی تواند حقوق اهل بیت (علیهم السلام) را ادا کند و تنها عملی که می تواند این حق را ادا کند، در سایه و به لطف گریه بر امام حسین (علیه السلام) است و این هم راز و رمز های خود را دارد و می طلبد که در بحث مستقلی بیان گردد.

نگاهی نو به معانی «زینب»زینت پدر

معروف است زینب به معنای زینت پدر (زین اب) است. حضرت زینب (سلام الله علیها) وارث فصاحت و علم و شجاعت و ایمان و قدرت مناظره امام علی(علیه السلام) است و او این ویژگی ها را در جریان حوادث کربلا ارائه داده است. راوی می گوید؛ وقتی حضرت زینب (سلام الله علیها) در کوفه آن خطابه بلند و بالا را خواند، بشیر بن خزیم الأسدی می گوید: ونظرت إلی زینب بنت علی یومئذٍ، ولم أر خفرةً والله أنطق منها! کأنها تفرّع من لسان أمیرالمؤمنین علی بن أبی طالب (علیه السلام)؛ اللهوف/192در مجلس ابن زیاد، زینب خطبه ای خواند که ما گمان کردیم علی سخن می گوید، لحن صدا، علم، شجاعت و همه ویژگی های علی(علیه السلام) را در او دیدیم.

درخت تنهای تنومند تنها در بیابان

معنای دومی که اهل لغت برای «زینب» بیان نموده اند؛ درخت تنهای تنومند، تنهای در بیابان است؛ به راستی حضرت زینب (سلام الله علیها) شجره طیبه است. در آیه 24 سوره ابراهیم، چهار ویژگی برای شجره طیبه بیان شده است، ألم تر کیف ضرب الله مثلاً کلمةً طیبةً کشجرةٍ طیبةٍ أصلها ثابتٌ و فرعها فی السماء؛ و حضرت زینب (سلام الله علیها) شجره طیبه است و میوه هایی که برای جامعه بشریت داده است، میوه چهار فصل است و غیر شیعه هم از این میوه ها بهره می برد.

کمالات توحیدی حضرت زینب (سلام الله علیها) در کودکی

نقل است که حضرت علی(علیه السلام) به حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) در زمانی کودکی فرمودند: بگو یک! او گفت: یک. حضرت ادامه دادند: بگو دو! زینب (سلام الله علیها) نگاهی به پدر کرد و گفت: خجالت می کشم به زبانی که گفتم یک، بگویم دو!

قلب فقط جای خدا

هم چنین نقل شده است: که حضرت زینب (سلام الله علیها) در کودکی برای پدر شیرین زبانی می کرد، گفت: پدر! ما را دوست داری؟ امام(علیه السلام) پاسخ دادند: بله دختر عزیزم، فرزندان من جگرگوشه های من هستند. زینب(سلام الله علیها)، لبخندی زد و گفت: پدر جان، دوگونه دوستی، در قلب مؤمن جمع نمی شود، دوستی خداوند و دوستی فرزندان. حال اگر ناگزیر از تعریف باشیم، برای ما شفقت و مهر است و برای خداوند دوستی خالص!

در محضر رسول اکرم (ص)

حضرت زینب (س) عالی ترین درس های زندگی را در دامان پدر و مادر آموخت و دانش، بزرگمنشی، عقلانیت و تکریم شخصیت را از محضر جد گرامیش کسب نمود. نوازش های پدرانه و عاطفی پیامبر (ص) نه تنها متوجه حسنین (ع) میگردید بلکه دختران فاطمه(س) نیز از آن بهره مند می شدند. خصوصاً حضرت زینب (س) که از قدرت تفکر و اندیشه بالایی برخوردار بود و در عین کودکی خصلتهای والایی داشت.

همگام با ولآیت

مردم کوفه پس از شهادت امام علی (ع)، با امام حسن (ع) بیعت نمودند اما دیری نپایید که عهد خود را شکستند و از فرمان آن حضرت سرپیچی نمودند. فرماندهان لشکرش با وعده های معاویه به وی خیانت نموده، تنهایش گذاشتند و سرانجام آن حضرت ناچار شد با معاویه پیمان صلح ببندد و در این میان از زخم زبان و شماتت دشمنان دوست نما بسیار رنجیده خاطر گردد. در این شرایط، حضرت زینب(س) به همراه برادرش امام حسن (ع) و دیگر علویان، از کوفه به سوی مدینه بازگشتند و در رکاب آن حضرت با صبر و مقاومت، مدافع ارزشهای دینی و دستآوردهای رسالت رسول خدا (ص) بودند. احترام و محبت خاص حضرت زینب (س) به امام مجتبی(ع) از دو جهت قابل تأمل است. ابتدا اینکه آن حضرت برادر بزرگتر و محل اتکاء زینب (س) پس از امیرالمؤمنین (ع) و به منزله پدرش بود و دیگر آنکه وی امام زمانش به حساب می آمد و تبعیت از آن حضرت را بر خویش واجب می دانست.

همراز حماسه حسینی

عشق و محبت حضرت زینب(س) به ذات احدیت، اوج ایثار و فداکاری وی را به نمایش گذارد و در همین راستا، ولآیت امام حسین (ع) قلب خواهر را از مهر و عاطفه لبریز کرد و او را مطیع محض حق و حقیقت نمود. تعلق خاطر این خواهر و برادر در خلال شواهد تاریخی و حتی دورانی که حضرت زینب (س) همسر عبدالله بن جعفر شده و زندگی مشترک تشکیل داده بود به خوبی نمایان است. در تاریخ چنین درجه ای از محبت بین یک خواهر و برادر کمتر دیده شده که البته دلیل آن واضح است؛ آن دو بزرگوار، عارف به کمال، عظمت و جلالت قدر و شأن یکدیگر بودند. به گونه ای که زینب (س) برادرش را سرور جوانان اهل بهشت و ریحانه رسول خدا(ص) می دانست امام حسین (ع) برایش یکی از شخصیت های مطرح در «آیه تطهیر»، «آیه مباهله» و «سوره هل اتی» و مهمتر از همه امام منصوب از جانب خدا و پیامبر (ص) و به نص صریح قرآن بود. حضرت امام حسین (ع) نیز خواهرش را به حقیقت شناخته و به کمالات و فضائل و ویژگی هایش آشنایی کامل داشت و روح بلندش را مخزن اسرار الهی و حافظ اصل نبوت و ولآیت می دانست. در تاریخ آمده است، روزی حضرت امام حسین(ع) مشغول تلاوت قرآن بود که خواهرش بر وی وارد شد. امام در حالی که قرآن را به دست گرفته بود به احترام وی از جا برخاست.

زمان جدایی

پس از آنکه اصحاب و یاران امام، یکی پس از دیگری شهید شدند، نوبت به مردان علوی و وابستگان امام (ع) رسید. علی اکبر فرزند شجاع امام که شبیه ترین افراد از حیث اخلاق و رفتار به پیامبر (ص) بود در کارزاری سنگین دعوت حق را لبیک گفت. شهادت وی برای عمه اش بسیار سخت و طاقت فرسا بود، طوری که خود را بر جسم مطهر او انداخت و بر سوگش گریست. امام حسین (ع) آن حضرت را از علی اکبر(ع) جدا ساخت و به خیمه باز گرداند. عون و جعفر، پسران حضرت زینب در حالی که رجز حماسی می خواندند قدم به صحنه جنگ گذاشتند. عون در معرفی خود چنین گفت: اگر مرا نمی شناسید، بدانید من از نسل جعفرم، شهید راستینی که در بهشت می درخشد همو که با بالهای سبز پرواز می کند و همین افتخار ما را کفآیت خواهد کرد. شهادت دو فرزند برومند حضرت زینب او را اندوهناک و متأثر نمود. اما هرگز داغ دل و عواطف مادریش را بروز نداد و با صبر و استقامت در جهت حمآیت از امام ایستاد تا برای لحظه ای نیز خاطر امام را مکدّر و خجل نبیند. او نه تنها در این برهه بلکه در شهادت برادرش عباس و برادرزادگانش _ که کافی بود هر کدام یک انسان عادی را دچار تزلزل و جزع و فزع نماید - زبان به شکوه نگشود. چنان تحمل پیشه کرد و شکسته دلی و حزن خویش را مدبرانه مدیریت نمود که خللی در تصمیم، برنامه و هدف امام پیش نیاید. او تابع امامش بود که می فرمود: «اصبری و احتسبی فیما اصابک؛ ای نفس صبر کن و هر مصیبتی بر سرت اید در نزد خدا محاسبه کن.»

در شهر بی وفایان

کوفه مرکز حکومت امام علی (ع) و جایگاه رهبری ایشان بود و در همان دوران، حضرت زینب کبری (س) در این شهر در اوج عزت و شکوه زندگی می کرد و خانه اش محل مراجعه زنان بسیاری بود که با مشاوره و ارشادش درس ایمان و زندگی می گرفتند و به این مصاحبت و مباحثه افتخار می کردند. اهالی این سرزمین، پیرو ولآیت امیر المؤمنین (ع) و محب اهل بیت (ع) بودند و بیشترین تأثیر را از رفتار و کردار و شیوه حکومتی آن حضرت (ع) فرا گرفتند. اما چه اتفاقی افتاد که بعد از بیست سال وضعیت آن شهر چنان دچار گسیختگی، رخوت، تناقض و بی وفایی گشت که ناگوارترین حادثه تاریخ به واسطه سستی آنان رقم خورد؟! البته نباید از نظر دور داشت که کوفه با به قدرت رسیدن «ابن زیاد» با اختناق، خوف و ترور قرین شد و هزاران مأمور و جاسوس هر نوع حرکتی در سطح شهر و خانه ها را گزارش می دادند و در این میان بسیاری از دوستداران و پیروان امیرالمؤمنین (ع) دستگیر و زندانی شدند و مجالی برایشان حاصل نشد تا به کاروان امام حسین (ع) ملحق شوند. علاوه بر این، کسانی بودند که از ترس حکومت و حفظ جانشان در خانه ها پنهان و یا به سهل انگاری و بی وفایی نسبت به نماینده امام حسین (ع)- مسلم بن عقیل- دچار شدند و فقط معدود افرادی به طور مخفیانه توانستند خود را به قافله امام رسانده و او را یاری کنند و به فیض شهادت نائل شوند. نکته مهم و تأسف بار اینکه در پی شهادت فرزند پیامبر (ص) دنیاپرستان طماع و بردگان دین فروش، اهل بیت (ع) او را اسیر کرده به کوفه آوردند. شهری که یادگارهای زیادی از دوران ولآیت امیرالمؤمنین (ع) با خود داشت، اکنون پذیرای دختر والاتبارش گردیده بود. کوفه زینب را خوب می شناخت. زنانی که در آن روز سی سال بیشتر نداشتند و حشمت او را در دیده مسلمانان و عزتش را در چشم پدر دیده بودند، حال شاهد بودند که او بدون یار و یاور، سوار بر مرکبی بی جهاز و بدون هیچ احترامی همراه با سرهای بریده و بر سر نیزه شده عزیزانش، با نان و خرما مورد ترحم واقع می شود. اینجا بود که دختر امیرالمؤمنین (ع) فرمود: ای مردم صدقه بر ما حرام است و مردم کم کم فهمیدند چه جنآیتی رخ داده و چه عزیزی در خون تپیده و به چه خسارتی مبتلا شده اند. به دنبال این شرمساری حضرت زینب(س) با کمال وقار و در حالی که بر احساسات خود مسلط بود، شجاعانه لب به سخن گشود و خطبه ای فصیح ایراد نمود. شاید تا آن زمان به دلیل نجابت و صیانت از دید نامحرمان چنین سخن نگفته بود. بشیر بن خزیم اسدی گوید: «زینب (س) دختر علی (ع) را در آن روز دیدم، به خدا سوگند زن با حیایی که تا آن روز سخنورتر از او ندیدم. گویی کلمات از زبان گویای امیرالمؤمنین (ع) جاری بود. او به مردمی که هم همه می کردند و می گریستند اشاره کرد و فرمود: ساکت شوید! ناگهان نفس ها در سینه ها حبس شد و زنگ شتران از صدا افتاد.» راوی این خطبه از کسانی بود که حضرت علی (ع) را از نزدیک دیده و سخنرانی های آن حضرت را شنیده بود. در شرایطی که مأموران و مزدوران اموی سعی در کنترل اوضاع و فضای شهر داشتند تا صدایی از گلو برنیاید و کسی اعتراضی نکند حضرت زینب با تصرف ولایی خویش در انسان ها، حیوانات و حتی جمادات، نفس ها را در سینه حبس و زنگ شتران را از حرکت باز داشت و خطبه اش را با حمد و سپاس الهی و درود بر پیامبر خدا (ص) و خاندان پاکش آغاز کرد. و با بیان عبارت «یا اهل الکوفه، یا اهل الخَتلِ و الغَدر» تأثیرگذارترین جمله را برای بیداری وجدان های به خواب رفته به کار برد تا خود را بشناسند و صورت خود را بخراشند که اهل وقاحت و رسوائی اند، دورو و تملق گویند و در مقابل دشمن خوار و ذلیلند. «الا و هل فیک الّا الصَّلف النطف؟ و الصَّدر اشنف؟ و ملق الاِماء؟ و غمز الاعداء. » آن حضرت فرمود: «چه بد توشه ای برای آخرت خود فرستادید! توشه ای که همان خشم و سخط خداست و در عذاب جاویدان خواهید بود.» آری، لکه ننگی بر دامان خویش نهاده بودند که به گفته آن حضرت با هیچ عملی پاک نمی شد و آن قتل سلاله نبوی بود. حسین(ع) کسی نبود که شما او را نشناسید زیرا پیامبر(ص) فرمود: «سید شباب اهل الجنه». حضرت در ادامه با اشاره به خصوصیات منحصر به فرد امام فرمود: «او پناه مومنان فریادرس در بلاها، مشعل فروزانِ استدلال شما بر حق و حقیقت و یاور شما در قحطی و خشکسالی بود. » سپس از آن مردم برائت جست «الاساء ما تزرون و بُعداً لکم و سحقاً و. . . چه بار بدی بر دوش خود گذاشتید پس رحمت خدا از شما دور و دورتر باد، چونکه جگری از رسول خدا دریده اید و زنان و دختران با عفت و نجیبی از خاندانش را به کوچه و بازار کشانده اید.» در بعضی اقوال آمده است دشمن از رسایی و بیداری کلام حضرت و نگرانی از شورش مردمی که کمکم از حوادث آگاه می شدند تصمیم گرفت با آوردن سر مبارک امام(ع) کلام خواهرش را قطع نماید. و در آن موقع زینب (س) با چنین اشعار سوزناکی مردم را به حیرت و گریه انداخت «ای هلال ماه نو که تا به سر حد کمال رسید خسوف او را غافلگیر کرد و غروب نمود. ای پارهی قلبم، هرگز گمان نمی کردم دست تقدیر چنین سرنوشتی را برای من رقم زده باشد.»

گوهر افشانی افشاگر

یزید مجلسی با حضور شخصیت های مهم لشکری و کشوری تشکیل داد و مأموران نظامی را به محافظت گمارد. آن وجود ناپاک و خیانتکار با ورود اسیران آل محمد (ص) نسبت به اسلام و مقدسات به بدترین وجه توهین نمود و باورها و ارزشهای دینی را به استهزاء گرفت. او با بازماندگان کاروان کربلا از روی تحقیر سخن گفت و در حالی که متکبرانه شراب مینوشید نسبت به سر مقدس امام حسین (ع) که در مقابلش نهاده بود بی ادبی می کرد و با چوبدستی خویش بر لب و دهان مبارک آن عزیز میزد. برخی شامیان نیز که با تبلیغات مسموم امویان چهرهای منفی از خاندان رسول خدا (ص) در ذهن داشتند با حضور در این مجلس و مشاهده حرکات و رفتارهای یزید اظهار خوشحالی می کردند. حضرت زینب(س) بار دیگر فرصت را غنیمت شمرد و با آنکه جایگاهش بالاتر و والاتر از آن مجلس آلوده بود و جانش نیز در معرض خطر قرار می گرفت از جا برخاست و پس از حمد پروردگار و درود بر جدّ مکرمش خودبزرگبینی یزید را نکوهش کرد و فرمود: «حال که ما را مغلوب و پیروزی را از آن خود میدانی گمان داری نزد خدا ارج و منزلتی نداریم!» آن حضرت با زیر سؤال بردن اصل و نسب یزید به او یادآور شد که خاندانت در روز فتح مکه تحت سلطه سربازان جدّ ما رسول خدا (ص) بودند، ولی آن حضرت به سبب بزرگواریش آنان را آزاد کرد. به نظر می رسد حضرت از بیان جمله یابن الطلقاء دو هدف داشته یکی بیان سوابق و گذشته شرم آور خاندان یزید که همیشه علیه اسلام موضع می گرفتند و دیگر آنکه به او بفهماند ایا انصاف بود که در جواب آن نیکی ها که جد ما درباره اجداد تو انجام داد اینگونه پاسخ گویی؟!پاکدامنی، حجاب و اعتقاد به ارزشها از اهداف اساسی بانوی پاکی چون حضرت زینب (س) است. آن حضرت ضمن اعتراض به رفتار مغرضانه لشکریان یزید بیان کرد: «تحذیرک حرائرک و امائک و سوقک بنات رسول الله سبایا، قد هتکت ستورهنّ و ابَدیتَ وُ جوهَنن. . .. [این عادلانه است] که زنان و کنیزان خود را پشت پرده جای دهی و دختران پیامبر اسلام را به اسیری ببری و بگردانی، در حالی که حجابشان را هتک کردی و چهرههایشان را نمایاندی. . . .»حضرت در ادامه خطبه خویش عمل زشت یزید را مقطعی و زودگذر ندانسته که با یک عذرخواهی بتوان از آن گذشت پس فرمود: «. . . لعمری لقد نکات القرحه و استاصلت الشافه، با رأفتک دهم سید شباب اهل الجنه و ابن یعسوب الدین و شمس آل عبدالمطلب. . .به جانم سوگند با ریختن خون سرور جوانان بهشت و فرزند یعسوب الدین – علی(ع)- و خورشید تابان خاندان عبدالمطلب، نیشتر به زخم زدی و رگ و ریشه را قطع کردی.» دختر امیرالمؤمنین(ع) عاقبت کار یزید را یادآور شد و فرمود: «روزی خواهد آمد که آرزو کنی کاش دستت خشک شده بود و این عمل را انجام نمیدادی و مادرت هرگز به تو باردار نمی شد.» سپس آن حضرت با دلی سوخته و خسته از مصیبتهای پی در پی و هتک حرمتها، زبان به نفرین گشود و عرضه داشت«. . . اللهم خذ بحقنا و انتقم من ظالمنا و احلل غضبک علی من سفک دمائنا و نقضَ ذمارنا و قتل حماتنا و هتک عنّا سد و لنا. . .؛ خدایا داد ما را بستان و انتقام ما را از ظالمان بگیر و خشم خود را نصیب کسانی ساز که خون ما را ریختند و پیمان ما را نگاه نداشتند و پیشنییان و یاران ما را کشتند و پردهی حرمت ما را دریدند.» آن حضرت با قاطعیتی علی وار و مقاومتی بی نظیر و شجاعتی فاطمی در مقابل تمام مقامات حاضر در مجلس به مشروعیت نداشتن حکومت یزید تصریح کرد و با لحنی تحقیرآمیز کلامی گهربار و ارزشمند بر زبان جاری کرد «. . . و ما استضعاری قدرک. و لا استعظامی تقریعک توهماً. . .من مقام و منزلت تو را خوار و کوچک و سرکوب و توبیخ تو را بزرگ و لازم میشمارم.» سپس با بزرگواری و عزت نفس از شرافت و نسب خویش گفت: و «. . . فوالله الذی شرّفنا بالوحی و الکتاب و النبوه و الانتخاب، لا تدرک امرنا و لا تبلغ غآیتنا و لا تمحو ذکرَنا و لا یرحضُ عنک عارها. . .به خدایی که ما را به وحی و قرآن و پیغمبری و برگزیدگی شرافت بخشید به خواسته خود نخواهی رسید و نمیتوانی نام و یاد ما را بزدایی و از این عار و ننگ تبرئه نخواهی شد.»

به سوی شهر پیامبر

از زمانی که حضرت زینب (س) تحت فشار ظالمان جسم مطهر برادر و بستگانش را در دشت نینوا تنها گذاشت تا لحظه بازگشت به مدینه، دلش سخت در گرو ملاقات دوباره آن عزیزان می تپید. بدین سبب در مسیر بازگشت کاروان از شام به مدینه از راهنما خواستند آنان را از جانب کربلا ببرد تا به زیارت شهیدان، قلب خویش را تسلی بخشند. با تحقیق این امر و رسیدن قافله به مشهد شهیدان، حضرت زینب با کوهی از اندوه و مصیبت و درد فراق، قبر برادر را در آغوش گرفت و با ناله های «وا اخاه» دلهای داغدیده را با خود همنوا کرد و صدای عزایشان به آسمان بلند شد. او با ندبه هایش به برادر عرض کرد: «زینب همانگونه بود که تو خواستی و خدایش فرمان داده بود». آری، آن حضرت به مدد الهی و استقامت و ایمانش نگذاشت خونِ به ناحق ریخته سید آل عبا (ع) و فرزند مادرش، بی اثر و مکتوم بماند. افزون بر این، وجدان های غفلت زده را بیدار و دل های منحرف را به سوی حق متمایل ساخت و ماهیت ناثواب خاندان ابوسفیان را برملا نمود و با این رشادت ها و جان فشانی ها نهضت کربلا را کامل کرد. بنا بر اقوال تاریخی پس از سه روز عزاداری در کربلا حضرت زینب همراه امام سجاد (ع) و دیگر کاروانیان به سوی مدینه جایگاه رسول خدا(ص) بازگشت. بانوی رسالت که چندین ماه پیش در کمال عزت و احترام همراه برادران و مردان هاشمی از این دیار رفته بود در حالی بازگشت که جز برادرزاده اش هیچ محرمی و مردی با او نبود. آن حضرت همراه تنی چند از زنان بنی هاشم سوی مسجد پیامبر (ص) شتافت و وقتی بدانجا رسید دست به در گرفت و ندا داد یا جداه من خبر ماتم حسین (ع) را برآیت آورده ام. تاکنون هر کجا زینب(س) قصد عزاداری داشت دشمن مانعش می شد. اما اینجا موطن امن او و شهر جدش رسول خدا (ص) بود. از این جهت همراه با زنان بنی هاشم به سوگ نشست و با بیان مصیبتهای کربلا، کوفه و شام، اهالی مدینه را مطلع نمود. تا جایی که اگر هنوز افرادی دل با بنی امیه داشتند، از اقدامات و روشنگری های این بانو تحت تأثیر قرار گرفته، مهرشان به نفرت مبدل گشت. در تاریخ آمده، عبدالله بن جعفر همسر زینب در خانه اش از عزاداران حسینی و فرزندانش استقبال می کرد و می گفت: «سپاس خدای را که مرا عزادار حسین قرار داد. اگر چه نبودم تا با دو دست خود او را یاری کنم، دو پسرم وی را با جان خود یاری نموده اند.»

ویژگی ‌های برجسته‌ حضرت زینب(س)

نمی‌توان تمام ابعاد شخصیتی، حضرت زینب (س)، را شناخت؛ چراکه ایشان دارای شخصیت والایی همچون پدرشان هستند. وقتی نامشان به معنای زینت پدر است، بنابراین برای شناخت حضرت زینب (س) باید حضرت علی (ع) را شناخت. اگر پدر را نتوانیم بشناسیم، بنابراین شناخت حضرت زینب (س) میسر نیست. آنچه که در تاریخ از حضرت زینب (س) گفته شده است، تا حدی جایگاه بالای ایشان را نشان می‌دهد. در مقاطعی از تاریخ شخصیت حضرت (س) بیش از پیش ظهور و بروز داشته است. مثلا در واقعه‌ی عاشورا یا پس از آن در دوران اسارت این اتفاق رخ داده است. نکته‌ای که باید به آن توجه شود، این است که فعالیت ‌ها و عبادت‌ های حضرت زینب (س) پیش از واقعه‌ی عاشورا سبب شده است که در آن برهه‌ی حساس ایشان این گونه برای اسلام زحمت بکشند و از عزیزانشان بگذرند. بهترین وسیله برای شناخت حضرت زینب (س) در طول زندگیشان جملاتی است که معصومان به ویژه امام زین العابدین (ع) درباره‌ی عقیله‌ی بنی هاشم (س) بیان فرمودند. ایشان گفتند حضرت زینب (س) عالمه ‌ای هستند که معلم نداشتند. یعنی ایشان عالمانه و عاقلانه رفتار می ‌کردند. وقتی عقیله بنی هاشم (س) در کوفه بودند، زنان کوفه می‌گفتند، ما این زن را می ‌شناسیم؛ ما پای درس تفسیر و قرآن شان می ‌نشستیم. این‌ها نشان می‌ دهد که حضرت زینب (س) با وجود اینکه جزو ۱۴ معصوم نیستند، اما انسان ارزشمندی بودند و فعالیت‌ های مهمی در آن زمان برای شکوفایی اسلام انجام دادند.

عاقلانه و عالمانه

همه‌ی این ویژگی ‌ها به همان عالم شدن از جانب خداست. ایشان عاقلانه بودن و عالمانه بودن شان از سوی خداست. ایشان در میان معصومان یعنی حضرت زهرا (س)، امیرالمومنین (ع)، امام حسن (ع) و امام حسین (ع) رشد پیدا کردند. این جایگاه والای معنوی به همین سبب در ایشان وجود دارد. نکته‌ی دیگر در خصوص عاقله بودن ایشان است که آن را هم معصوم در خصوص ذکر کرده اند. امام باقر (ع) لقب عقیله‌ی بنی هاشم را برای آن حضرت بیان کرده اند. عقیله صفت مشبهه است. یعنی این صفت در وجود مقدس حضرت زینب (س) ثابت و ذاتی است و در شرایط مختلف تغییر نمی‌کند. آن قدر عقیله‌ی بنی هاشم (س)، شخصیت مهمی هستند که سید بن طاووس در لهوف ذکر می ‌کند، در شب عاشورا، یکی از وصایای امام حسین (ع) به خواهرشان حضرت زینب (س)، این بود که حضرت زینب (س) این امام معصوم را در نماز شبشان دعا کند. همه‌ی ما زیر قبه‌ی امام حسین (ع) می ‌رویم که حاجت روا شویم، اما خود امام حسین (ع) از حضرت زینب (س) می ‌خواهند دعای شان کنند. همه از امام حسین (ع) التماس دعا دارند، ایشان از خواهر.

برگرفته از سایت حوزه

پژوهش در کلام مقام معظم رهبری

اندیشیدن، پژوهش و نوآوری، اساسی ترین نیاز برای دست یابی به پیشرفت، توسعه، رفاه عمومی و استقلال واقعی است. تأکید بر پژوهش و تشویق پژوهش گران و دانشمندان به فعالیت های پژوهشی همواره از تاکیدات مقام معظم رهبری بوده است ایشان اقتدار و استقلال کشور را وابسته به پژوهش و تولید علم می دانند که به چند مورد از بیانات ایشان در جمع دانشجویان و دانش پژوهان اشاره می گردد.

از همه این حرف هایی که گفته شد مهمتر مسئله علم و تحقیق و پژوهش است...
پول فی نفسه اقتدار نمی‌آورد. آنی که اقتدار می‌آورد، دانش است. امروز اگر آمریکا پیشرفتگیِ علمیِ خودش را نمیداشت، نمیتوانست در دنیا اینجور زورگوئی بکند و در همه‌ی مسائل عالم دخالت بکند...
ثروت هم اگر به دست می آید از ناحیه علم به دست می آید علم را اهمیت بدهید. اینی که من سالهاست روی مسئله‌ی علم، تحقیق، پژوهش، پیشرفت، نوآوری، شکستن مرزهای علمیِ موجود تکیه میکنم، به خاطر این است. بدون انواع دانش، اقتدار کشور امکانپذیر نیست. دانش اقتدار می‌آورد.

دیدار جمعی از نخبگان علمی کشور ۶/آبان/۸۸


پژوهش خیلی مهم است. البتّه ما پژوهشگاه‌هایی داریم، خوب هم هست امّا خود دانشگاه‌ها باید پژوهش‌محور بشوند؛ پژوهشگاه درست کنند، پژوهشکده درست کنند و خود دانشگاه بشود پژوهش[محور]. منافاتی هم ندارد که بیرون هم باشند، پژوهشگاه‌ها و پژوهشکده‌های بیرونی وجود داشته باشند امّا خود دانشگاه‌ها بشوند پژوهش‌محور.

دیدار رؤسای دانشگاه‌ها، پژوهشگاه‌ها، مراکز رشد و پارک‌های علم و فناوری ۲۰/آبان/۹۴


ما اگر تحقیق را جدی نگیریم، باز سالهای متمادی بایستی چشم به منابع خارجی بدوزیم و منتظر بمانیم که یک نفر در یک گوشه ی دنیا تحقیقی بکند و ما از او یا از آثار تألیفی بر اساس تحقیق او استفاده کنیم و اینجا آموزش بدهیم. این نمیشود؛ این وابستگی است؛ .....من بارها گفته ام که ما از شاگردی ننگمان نمیکند که شاگردی کنیم؛ استاد پیدا بشود، ما پیش او شاگردی میکنیم؛ اما از این ننگمان میشود که همیشه و در همه ی موارد شاگرد باقی بمانیم؛ این که نمیشود.

دیدار اساتید و رؤسای دانشگاهها ۹/مهر/۸۶

برگرفته سایت رهبر انقلاب

1- لا سُنَّه اَفضَلُ مِنَ التَحقیقِ. علی (ع)

هیچ راهی برتر از تحقیق و حقیقت جویی نیست.

 

2- لا عَمَلَ کَالتَّحقیقِ. علی (ع)  غررالحکم

هیچ کاری چون تحقیق و حقیقت جویی نیست.

 

3- کُلُّ وِعاءٍ یَضیقُ بِما جُعِلَ فیه اِلا وعاءَ العِلمِ فَاِنَّهُ یَتَّسِعُ . علی (ع) نهج البلاغه حکمت 205

گنجایش هر ظرفی با آنچه در آن نهند ، تنگ می شود، جز ظرف دانش که هرچه در آن نهند گسترش می یابد.

 

4-تَذاکُرُ العِلمِ دِراسَهٌ وَالدِّراسَهٌ صَلاهٌ حَسَنهٌ

گفتگوی علمی درس است ، و درس نمازی نیکوست. امام باقر (ع) /ج1/ص41

توصیه های ارزشمند حجت الاسلام والمسلمین حاج علی اکبری در ایام کرونا

 

۱. ضرورت برنامه‌ریزی برای استفاده بهینه از وقت در ایام کرونا

وضعیتی که کرونا پیش آورده است، این نگرانی را ایجاد می‌کند که دانش‌آموزان عزیزمان و اعضای عزیز جوانمان گرفتار حاشیه‌های زیادی در بهره‌مندی مناسب از فرصت‌هایشان شوند. اختلال در این بخش، قابل توجه است؛ در حالی که اتفاقاً شرایط کرونایی برای دانش‌آموز مؤمن انقلابی تولید فرصت‌های تازه می‌کند که بتواند از وقتش بیشتر هم استفاده کند؛ ولی بعضی وقت‌ها گرفتار آفت در این بخش می‌شویم. لذا توصیه اکید برای مدیریت زمان و برنامه‌ریزی دقیق جهت استفاده بهتر از فرصت‌ها است. باید خودتان برنامه‌ریزی کنید. قبلاً در مدرسه و ساحت‌های دیگر مکمل داشتید، ولی الآن عمدتاً متوجه خودتان است که استفاده از وقت و مدیریت زمان را به دست بگیرید.

 

۲. فرصت‌ها و تهدیدهای حضور بیش از حد در خانواده

کرونا فرصت حضور مفصل بچه‌ها را در خانواده فراهم کرده است که این باید مورد بحث قرار گیرد. دوستان تجربیاتشان را بگویند و به همدیگر کمک کنند. معنای تشکل همین است. در این بخش نیازمند بازنگری هستیم که حضور بیش از حد بچه‌ها در خانواده  چه فرصت‌ها و آسیب‌ها و آفت‌هایی پیش می‌آورد. بچه‌های ما که بچه‌های مؤمن انقلابی هستند، همه را تبدیل به فرصت خواهند کرد.

عضو انجمن اسلامی می‌تواند احسان به پدر و مادر، خدمت به اعضای خانواده، نقش‌آفرینی در معنوی‌سازی و انقلابی‌سازی فضای خانواده را بیش از پیش انجام دهد. او در خانواده منفعل نیست؛ ولی در عین حال نیاز به کار تازه‌ای دارد. مدیریت روابط خانوادگی، ارتقای کیفی مناسبات درون خانواده و نقش‌آفرینی بچه‌ها در این زمینه، نکاتی است که خواستم یادآوری کنم.

 

۳. برنامه‌ریزی جهت ارتقای برنامه‌های معنوی

نکته سوم ارتقای برنامه‌های معنوی است. من نمی‌دانم بچه‌ها از نظر نماز اول وقت چه کار می‌کنند؛ چون دیگر مسجد و جماعت به آن شکل برقرار نیست. از فرصتی که برایتان فراهم شده است، برای نماز اول وقت، توسل، تلاوت قرآن و دعا بهره ببرید. از خلوت انس برای این نوع بهره‌مندی‌ها استفاده کنید. بررسی داشته باشید که در مسیر طی‌شده برای شما چه اتفاقی افتاده است و در مسیر پیشِ‌رو چه پیش‌بینی و برنامه‌ای دارید. ضمناً به پرچمداری معنوی در خانواده هم برای اعضای عزیزمان مجدداً تأکید می‌ورزم.

 

۴. درس خواندن، به حاشیه نرود

مطلب چهارم بحث درس و بحث می‌باشد. گزارش‌ها در این زمینه نگران‌کننده است. هنگام کلاس آنلاین‌، می‌خوابند، دراز می‌کشند و مشغول کارهای دیگری هستند! البته اینها ربطی به شماها ندارد؛ ولی خیلی از بچه‌ها مدل درس خواندنشان عجیب و غریب شده است. خوب درس خواندن آداب دارد. جدی گرفتن ساعات درس و مرتب نشستن مهم است. حتماً حالت حضور در کلاس و حضور در محضر استاد را به خود بگیرید. آن آداب را رعایت کنید و بعد کارهای مکمل درسی را جدی‌تر بگیرید.

 

۵. قرنطینه، به کم‌تحرکی منجر نشود

خبرهایی می‌رسد از اضافه وزن و بی‌تحرکی. قبل از این هم گزارش‌ها نشان‌دهنده کم‌تحرکی و فقر حرکتی بود. از تغذیه غلط هم مطالبی می‌شنیدیم؛ ولی اخیراً گزارش‌های خیلی خطرناکی می‌شنویم. برای این مسئله هم خواستم تأکید کنم؛ مخصوصاً خدمت اعضای عزیزمان که برای ورزش و تحرک برنامه‌ریزی کنید. می‌دانید که باید چه کار کنید؛ ولی از آن غفلت نشود تا پساکرونا، با یک جمع تنبل و سنگین‌وزن روبرو نشویم. مواظب باشید؛ مخصوصاً که مادرها در این زمان به بهانه اینکه فرزندانشان را در برابر ویروس کرونا ایمن کنند، از جهت خوراک و تغذیه رسیدگی‌های دارند که مخاطره‌آمیز است و حتی گاهی خودش زمینه بیشتر ابتلای به ویروس را فراهم می‌آورد!

 

۶. اتحادیه در مواسات، پیشرو باشد

نکته بعدی حضور واقعاً جدی در بحث خدمت‌رسانی و رزمایش مواسات است. سهم اعضای عزیزمان در ماجرای مواسات باید زیاد شود. آقا فرمودند باید شیوه‌های دفاع مقدس الگوسازی شود. مقدار زیادی شده، ولی ممکن است طول زمان در جریان کرونا این را عادی کند.

من مدام دنبال می‌کنم ببینم سهم دانش‌آموزی چقدر است. نگران می‌شوم وقتی می‌بینم که سهم دانش‌آموزی در جریان مواسات به حد لازم نیست. برای شما فرصتی است جهت ارتقای معنوی و روحی و افزایش روحیه جهادی انقلابی در عملیات خدمت‌رسانی.

 

۷. فضای مجازی جای کتاب را نگیرد

به مناسبت هفته کتاب عرض می‌کنم که مطالعات غیردرسی، واجب و ضروری است. همیشه کار مطالعاتی در دستور زندگی و سبک زندگی یک جوان عزیز مؤمن انقلابی است. حضور در شبکه‌های اجتماعی و مطالعه از روی لوازم جدید، جوابگو نیست. باید کتاب بخوانید؛ باید در دست‌تان بگیرید و با کتاب زندگی کنید. کتاب‌های جدید را پیدا کنید. جامعه‌ای که رهبر کتابخوانی با خصوصیات رهبر عزیزمان دارد، حجت برایش تمام است.

بچه‌ها چطور با کتاب انس داشته باشند؟ توصیه می‌کنم «من و کتابی» که درباره رهبر عزیز و عالی‌قدرمان و دیدگاه‌های ایشان راجع‌به کتاب و کتابخوانی نوشته شده است، آن را بچه‌ها دوباره بگیرند و مطالعه و مرور بکنند تا دیدگاه‌های رهبر عزیزمان را درباره مطالعه و کتابخوانی بیشتر بدانند. در هر صورت این را هم جدی بگیرید؛ مخصوصاً مطالعه تاریخ، تاریخ انقلاب اسلامی، معاریف و معارف انقلاب، مطالعه در ساحت‌های معارف الهی.

از فرصت‌هایی که برایتان به وجود می‌آید، بهره‌مند شوید. تشکیلات ما می‌تواند دائم در این بخش‌ها برنامه و پیشنهاد دهد. مسابقه راه اندازید تا هیجان کتاب و کتابخوانی و مطالعه و فکر، دائماً تقویت کند.

۸. سواد رسانه‌ای را جدی بگیرید

افزایش سواد رسانه‌ای هم خودش نکته‌ای است. فضای مجازی نشان داد که بخشی‌ از سواد رسانه‌ای، صیانتی است. خیلی از اطلاعاتی که بعضی از بچه‌ها در فضای رسانه پیدا می‌کنند، به خاطر بی‌سوادی است. جهل رسانه، انسان را به دام‌های رسانه مجازی می‌اندازد. بنابراین هم ارتقای سواد رسانه‌ای و هم بهره‌مندی‌های مفیدش در دستور کارتان باشد.

تقوای رسانه‌ای را به همه‌ی عزیزان یادآوری می‌کنم. «اتق‌ الله»؛ خیلی حواستان را جمع کنید. نیاز نیست حتماً پدر و مادر و دیگران مراقب باشند، خودتان مواظب خودتان باشید که گرفتار این مخاطرات نشوید.

شما عزیزان را به خداوند متعال می‌سپارم. در حصن الهی باشید؛ چه از ویروس کرونا و چه از سایر ویروس‌ها. موفق و سربلند باشید. عزیزانی که بیمار هستند، برایشان شفا تمنا می‌کنیم و آنهایی که از دنیا رفتند، برایشان طلب مغفرت می‌کنیم. برای شما، برای جامعه اسلامی و برای جامعه جهانی آرزوی سلامتی می‌کنم.

بیانات در دوره دوم اجلاس کنگره سیزدهم اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان(اردوگاه شهید باهنر) ۱۳۹۹/۸/۲۷

چهارمین جلسه هیئت مدیره جدید جامعه تعلیمات اسلامی برگزار گردید

با توجه به تغییر و  معرفی افراد جدید هیئت مدیره جامعه تعلیمات اسلامی و تعیین سمت اعضای جدید در نخستین جلسه هیئت مدیره که در تاریخ 25 آبان ماه برگزار گردید، پس از دریافت آراء اعضای منتخب ؛ آقای حسین میر محمد صادقی به سمت ریاست هیئت مدیره ، آقای سعید دادگستر نیا به سمت نائب رییس و آقای حسین لولاچیان به سمت دبیر جلسه  هیئت مدیره جامعه تعلیمات اسلامی انتخاب شدند. برگزاری نشست هیئت مدیره  به طور هفتگی از جمله مصوبات نخستین جلسه هیئت مدیره بود.

به همین منظور روز یکشنبه 16 آذر ماه 99 چهارمین جلسه هیئت مدیره جامعه تعلیمات اسلامی  تشکیل و اعضای محترم به بررسی عملکرد ساختارهای مختلف این موسسه ی آموزشی پرداختند. این نشست با حضور تعدادی از مدیران مدارس جامعه تعلیمات اسلامی و با رویکرد بررسی ساختار نیروی انسانی ، بررسی ساختار آموزشی و پرورشی و بررسی ساختار حقوقی ، املاک و اقتصادی به کار خود ادامه داد.


 

همزمان با روز دانشجو؛ تجلیل از دانش آموزان برتر آزمون سراسری 1399 مجتمع کوثر

همزمان با روز دانشجو از دانش آموزان برتر کنکور سراسری سال 1399 تجلیل شد. در این مراسم که با حضور مسئولین جامعه تعلیمات اسلامی و آموزش و پرورش منطقه 12 شهر تهران در دبیرستان کوثر برگزار گردید ضمن تقدیر از زحمات مدیر مجتمع سرکار خانم دولت زاده از دانش آموزان برتر این موسسه آموزشی که به کسب رتبه های دو و سه رقمی در آزمون سراسری نائل شدند تجلیل گردید. در ابتدای این مراسم جناب آقای حاج محمود لولاچیان ضمن موثر دانستن رفتار والدین و خانواده در تربیت فرزندان و دانش آموزان، پیشرفت تحصیلی و اخلاقی ایشان را در تربیت صحیح والدین و مدرسه موثر دانستند و از همه مهمتر خود دانش آموز باید در عرصه علمی و اخلاقی تلاش کند. در ادامه این برنامه آقای لولاچیان از دو دانش آموز برتر این مجتمع با اهداء‌ هدایایی تجلیل نمودند. از دیگر سخنرانان این برنامه آقای حیدری مدیرعامل جامعه تعلیمات اسلامی بودند که در سخنان خویش از مدیر مجتمع و کارکنان و دبیران که با توجه به شرایط کرونایی و سختی کار و چند برابر شدن حجم کارها نسبت به آموزش حضوری با تلاش خود دانش آموزان بسیاری را به دانشگاه راهنمایی کردند تشکر و قدر دانی نمودند. آقای جوانشیر ، سرکار خانم جواد زاده از دفتر مرکزی جامعه تعلیمات اسلامی و نیز آقای عسگری کارشناس آموزش مقطع دبیرستان آموزش پرورش  منطقه 12 شهر تهران و نیز آقای صفری کارشناس مسئول مشارکت ها و مدارس غیر دولتی در این مراسم حضور داشتند.

معارفه اعضای جدید هیئت مدیره جامعه تعلیمات اسلامی

جلسه معارفه اعضای جدید هیئت مدیره جامعه تعلیمات اسلامی در حسینیه سادات برگزار گردید. در این جلسه که با حضور ریاست محترم هیئت امنا جامعه تعلیمات اسلامی حجت الاسلام والمسلمین حاج علی اکبری و جناب آقای لولاچیان بر پاشد در ابتدا آقای حاج علی اکبری با این بیان که افضل اعمال تفکر در امر الهی است و اینکه انسان در امر الهی و در قدرت الهی و در حکمت و رحمت الهی اندیشه کند به تشریح  حدیث " انما العبادة التفکر فی امرالله" از امام رضا (ع) پرداختند.

در ادامه  جناب آقای لولاچیان با اشاره به فقدان تعدادی از افراد هیئت امنا جامعه تعلیمات اسلامی در سالهای اخیر اقداماتی را که نسبت به ترمیم این هیئت انجام شد را برشمردند و اعضای جدید هیئت محترم امناء جامعه تعلیمات اسلامی را معرفی نمودند.

از دیگر مواردی که در دستور کار این جلسه قرارداشت معرفی اعضای جدید هیئت مدیره جامعه تعلیمات اسلامی بود که با رایزنی های بسیار صورت پذیرفته بود و در ادامه این نشست اعضای جدید به شرح زیر معرفی شدند.

1-      آقای دکتر حسین میرمحمد صادقی

2-      آقای حسین لولاچیان

3-      آقای دکتر حسن حیدری

4-      آقای مهندس سعید دادگستر نیا

5-      آقای دکتر مدرسی

6-      حجت الاسلام والمسلمین آقای فرخ

7-       آقای دکتر آیت الهی

8-      آقای مهندس فیاضی

9-      آقای کاظم رئوف

در ادامه این برنامه مقرر گردید اعضای جدید هیئت مدیره ضمن تشکیل اولین جلسه خود رییس ، نایب رییس و دبیر هیئت را معرفی نمایند.

در پایان این نشست حجت الاسلام والمسلمین حاج علی اکبری با توجه به حضور افرادی جدید در این مجموعه که از چهره های علمی هستند توازن ایجاد شده در هیئت امنا را به فال نیک گرفتند و نسبت به آینده روشنتر این مجموعه غنی اظهار امیدواری نمودند.

در 16 آذر 1332 چه گذشت؟

بعد از کودتای 28 مرداد 1332، رژیم وابسته پهلوی که توانسته بود با کمک اربابان امریکایی بر اریکه قدرت باز گردد، درصدد برآمد تا پایه های حکومت خود را تثبیت کند، اما غافل از اینکه مقاومت مردم بطور کامل از بین نرفته و ایران در اولین فرصت خشم و انزجار خویش را نشان خواهد داد.

نیکسون معاون رئیس جمهور امریکا در سال 1332، راهی ایران گردید. در حقیقت او می آمد تا نتیجه سرمایه گذاری بیست و یک میلیون دلاری را که سازمان جاسوسی امریکا، سیا، در راه کودتا و سرنگونی دولت مصدق هزینه کرده بود، از نزدیک مشاهده کند. ملت در حال افسردگی و از نفاق و تفرقه ای که استبداد توانسته بود در میان او ایجاد کند، ناراحت بود.

رهبری نهضت مقاومت، قصد رساندن صدای اعتراض مردم را به گوش جهانیان داشت و تلاش لندن و واشنگتن را که می خواست با مشروع جلوه دادن رژیم کودتا، امتیازات مورد نظر خود را در محیط آرام بدست آورد، خنثی کند. اجرای این برنامه به عهده کمیته هماهنگی دانشگاه تهران واگذار شده بود.

تظاهرات دانشجویان دانشگاه تهران، به عنوان اعتراض به ورود دنیس رایت، کاردار جدید سفارت انگلیس در ایران، از روز 14 آذر 1332، آغاز گردید. دانشجویان دانشکده های حقوق و علوم سیاسی، علوم دندان پزشکی، فنی، پزشکی، داروسازی در دانشکده های خود تظاهرات پرشوری علیه رژیم کودتا برپا کردند. رژیم پهلوی که به خوبی از خشم ملت و خصوصا دانشجویان نسبت به خود و اربابان امریکا از پیش آگاه بود، با تمام قوا متوجه دانشگاه شد.

روز 15 آذر تظاهرات به خارج از دانشگاه کشیده شد و ماموران انتظامی، در زد و خورد با دانشجویان، شماری را مجروح و گروهی را دستگیر و زندانی کردند. صبح روز 16 آذر 1332، گارد تا دندان مسلح رژیم پهلوی برای اولین بار وارد صحن دانشگاه شد تا فریاد مخالفان را در گلو خفه کند.

در یکی از کلاسهای درس دانشکده فنی، چند تن از دانشجویان در اعتراض به حضور ماموران گارد رژیم شاه در صحن دانشگاه، آنها را به مسخره می گیرند و همین بهانه کافی بود تا وارد کلاس درس شوند و با ایجاد جو رعب و وحشت، محیط را برای بهره برداری و گرفتن زهر چشم دانشجویان آماده سازند. ماموران گارد با حمله به دانشجویان بی پناه سه تن از آنان را به شهادت می رسانند.

حادثه 16 آذر 1332، بعنوان یک روز (مقاومت تاریخی) در تاریخ دانشگاه تهران ثبت شد. از آن پس، همه ساله به رغم کوشش رژیم و ساواک، دانشجویان دانشگاه تهران و دیگر دانشگاههای سراسر ایران مراسم و تظاهراتی به یاد شهیدان آن روز برپا می کردند.

شهید چمران و حادثه 16 آذر

وقایع آن روز چنان در نظرم مجسم است که گویی همه را به چشم می بینم، صدای رگبار مسلسل در گوشم طنین می اندازد، سکوت موحش بعد از رگبار، بدنم را می لرزاند، آه بلند و ناله جانگداز مجروحین را در میان این سکوت دردناک می شنوم. دانشکده فنی خون آلود را در آن روز و روزهای بعد به رای العین می بینم........

کلام امام خمینی (ره) در مورد روز دانشجو

"ای جوانان عزیز! و ای دانشجویان و دانشمندان! و ای امید امروز و فرداهای امت و اسلام! امانت بزرگ استقلال و آزادی که از دام دو قطب شرق و غرب با مجاهدت و فداکاری ملت عظیم الشان ایران به دست آمده است، به شما عزیزان سپرده شده و مسئولیت بزرگی به عهده همه گذاشته است، همه ملت به خصوص دانشجویان مسلمان که رهبران آینده هستند، مسئول نگهبانی از این امانت بزرگ الهی می باشند." 

"همه می دانیم که سرنوشت یک کشور و یک ملت و یک نظام، بعد از توده های مردم در دست طبقه تحصیلکرده است و هدف بزرگ استعمار نو به دست گرفتن مراکز این قشر است." 

کلام حضرت آیت الله خامنه ای در مورد روز دانشجو

"دانشگاه، نقطه ی اساسی هر جامعه و کشوری است.اگر دانشگاه اصلاح بشود، آینده ی آن جامعه اصلاح خواهد شد.اگر دانشگاه فاسد بشود، سرنوشت آن جامعه فساد است.این فسادی که در دانشگاه فرض می کنیم، ممکن است فساد اخلاقی باشد، یا فساد علمی.فساد علمی معنایش این است که در دانشگاه نه معلم برای درس دادن و یاددادن دلسوزی کند، نه متعلم و دانشجو برای یادگرفتن دلسوزی کند.نتیجه، بی سواد بارآمدن، بد فهمیدن و نفهمیدن و عدم رشد استعدادهاست.فساد اخلاقی، معنایش این است که آن که درس می خواند یا نمی خواند، از لحاظ اخلاقی، شرافت و شرف و غیرت و انگیزه و ایمان لازم را در خود پرورش ندهد.این هم نتیجه اش با شق اول یکی است؛ شاید هم گاهی بدتر.آن عالمی که شریف نباشد، حمیت و غیرت دفاع از کشور و ملت و آرمانها و ارزشهای ملی و دینی خود را نداشته باشد، آن عالمی که دشمن را بر خودی ترجیح بدهد و خود را در اختیار دشمن ملت قرار بدهد، آن عالم از هر جاهلی بدتر است؛ همان دزدی است که با چراغ به دزدی می رود و بیشتر صدمه می زند." 

تقدیر از دانش آموز مهدی جعفری در دفتر مرکزی جامعه تعلیمات اسلامی

روز یکشنبه نهم آذر ماه  آقای مهدی جعفری دانش آموخته دبیرستان 22 بهمن شهرری به همراه  مدیر دبیرستان آقای رحیمی و نیز آقای کرباسچی معاونت پرورشی دبیرستان در دفتر مرکزی جامعه تعلیمات اسلامی حضور یافتند و با مسئولین و کارشناسان دفتر مرکزی دیدار نمودند. در این برنامه که به منظور تقدیر از دانش آموز مهدی جعفری صورت پذیرفته بود در ابتدا آقای رحیمی مدیریت مدرسه ضمن تشکر از دبیر قرآن دبیرستان آقای کرباسی از کارشناسان دفتر مرکزی به سبب برگزاری این جلسه قدردانی نمود. مدیردبیرستان 22 بهمن شهرری موفقیت و کسب افتخار در مراتب علمی را لازمه موفقیت در مسائل دینی عنوان نمود و در ادامه افزود: دانش آموز مهدی جعفری هم در مراتب علمی الحمدلله موفق بوده اند و هم در مسائل دینی توانسته است به برتری دست پیداکند.

آقای مهدی جعفری توانایی های کسب شده را مرهون حمایت های علمی و پرورشی مدیر مدرسه و نیز معلم قرآن خود دانست. ایشان هم اکنون دانشجوی رشته برق می باشند و در سال تحصیلی گذشته به رتبه نخست اذان در سطح کشور دست پیدا کردند.در پایان این برنامه آقای دکتر حیدری مدیر عامل جامعه تعلیمات اسلامی  ضمن سپاسگزاری  از تلاش های مدیریت دبیرستان و نیز آقای کرباسی با اهداء هدایایی از دانش آموز مهدی جعفری تقدیر به عمل آوردند.